تبليغاتX
ايران در من

این دفعه می خوام برات یکی از غم هام را بگم اگه می خوای تو هم شریک بشی پس با من بیا

با من بیا تا از بهارهای مختلف برایت بگم از بهاری که واسه همه می یاد با هر بهانه ای بیا تا برات

بگم بهار اون بچه خیابونی چیه بهار اون بچه ای که شبا تو اون سرما وقتی من وتو کنار بخاری نشسته بودیم و فقط خودمونا می دیدیم خودشا کنار خیابون گوله می کرد تا شاید یه کم گرم بشه تنها خوشحالیش اینه که دیگه مجبور نیست تا صبح از سرما بیدار بمونه و آرزوی یه کم گرما را داشته باشه دیگه بهار می یاد تا دیگه اشک تو چشاش جمع نشه وقتی من و تو بدون توجه از کنارش رد می شیم و به اون و فالها یا گلای توی دستش توجهی نداریم آره داره بهار می یاد تا دیگه تو اون سرما به جز غم گرسنگی و شاید تشنگی غم دیگه ای مثل سرما نداشته باشه بهار که می یاد دعاشم تغییر می کنه دیگه از خدا نمی خواد تا کمکش کنه تا بتونه از سرما تا صبح دووم بیاره حالا فقط از خدا می خواد فردا یه فرشته مهربون بیاد تا همه فال هاش یا گلاشا بخره تا بتونه با پولش یه چی بخره و شکمش را پر کنه آره داره بهار می یاد بهاری که واسه من وتو یه معنی داره و واسه اون بچه هم یه معنی نمی دونم تا حالا بهش فکر کردی یا نه چه حسی داره وقتی داری لباس نو می خری ببینی یکی آرزوی لباسای کهنه تو را داره .... بهار داره می یاد یه کم دست بردار از این خودخواهیت یه کم هم به غم بقیه فکر کن یه کم با اون بچه همدردی کن  

 خدایا تو این سال جدید کمک همه بکن...

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 10:35 بعد از ظهر توسط خدای اعظم |


سال 2564 هخامنشی مبارکت باد ای هم وطن...

سفره هفت سین  از جمله سنت هایی ست که من و تو هنوز به دست فراموشی نسپرده ایم

هفت سین از عدد هفت که عدد خوش یمنی به حساب می آید گرفته شده امیدوارم با خوندن

 این مطلب سفره هفت سین امسالتون پر بارتر بشه:

در ایرا ن باستان وسایلی بر سر سفره می گذاشتند که هر کدام معنای خاصی دارد

آب و سبزه : آب و سبزه نماد روشنایی و افزونی

آتش دان : نماد پایداری و نور و گرما که بعدا به شمع و چراغ تغییر یافته

شیر: نماد نوزایی و رستاخیز و تولد دوباره

تخم مرغ : نماد نژاد و نطفه

آیینه : نماد شفافیت و صفا

سنجد : نماد دلدادگی ، زایش و باروری

انار : نماد تقدیس

سکه تازه ضرب شده : برکت و دارندگی

ماهی : نماد برج سپری شده (اسفند ماه)

نارنج : نماد گوی زمین و گرد بودن زمین

بید مشک : ویژه اسفند ماه

گلاب : بازمانده رسم بازمیان و آب پاشان

نان تازه پخته شده : (این نان از هفت حبوبات،خرما،پنیر،شکر،...پخته می شده) نماد برکت

کتاب مقدس(اوستا، قرآن، انجیل، تورات ،...)

سال خوبی داشته باشید سر سفره منو هم دعا کنید

سال۲۵۶۷هخامنشی مبارکباد

وای ببخشید روی عکس اشتباهی نوشتم ۲۵۶۴ هخامنشی

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 12:0 بعد از ظهر توسط خدای اعظم


    

    چهارشنبه سوری از دو کلمه چهارشنبه  منظور چهارشنبه آخر سال و سوری که همان سوریک فارسی و به معنای سرخ می باشد و در کل به معنای چهارشنبه سرخ، مقدمه جدی جشن نوروز بود. درایران باستان بعضی از وسایل جشن نوروز از قبیل: آینه،کوزه و اسفند را یقین شب چهارشنبه سوری از بازار تهیه می کردند. بازار را در این شب چراغانی و زیور بسته و سرشار از هیجان و شادی بود البته خرید هر کدام هم آیین خاصی را تدارک می دید. غروب هنگام بوته ها را به تعداد هفت(تمثیلی از 7 فرشته مقدس یا 7 امشاسپند دین فردیسنا توجیه کرده اند)و یا سه بوته (سه اصل زرتشت: پندار نیک،گفتار نیک،کردار نیک) روی هم می گذاشتند و خورشید که به تمامی پنهان می شد آن را برمی افروختند تا آتش سر به فلک کشیده جانشین خورشید شود. در بعضی نقاط ایران برای شگون وسایل دور ریختنی خانه از قبیل:پتو،لحاف و لباسهای کهنه را می سوزاندند. آتش می توانست در بیابانها و بام خانه ها افروخته شود.وقتی آتش شعله می کشید از رویش می پریدند و ترانه هایی از قبیل«زدی من از تو     سرخی تو از من» می خواندند که همه آنها خواهش برکت و سلامت و بارآوری و پاکیزگی بود.آتش چهارشنبه سوری را خاموش نمی کردند تا خودش خاموش شود و خاکستر شود و خاکسترش را که مقدس بود کسی جمع می کرد بی آنکه پشت سرش را نگاه کند سر نخستین چهارراهمیریخت.در بازگشت در پاسخ اهل خانه که از او می پرسیدند:کیستی؟ _می گفت: منم! _از کجا می آیی؟ _از عروسی! _چه آوردی؟ _تندرستی!.                                                                                       

از  از دیگر آداب چهارشنبه سوری شال اندازی بود.پس از مراسم آتش افروزی جوانان به بام همسایگان و خویشان خود می رفتند و از روی روزنه بالای اتاق(روزنه بخاری و...) شال درازی را به درون می انداختند صاحب خانه می بایست هدیه ای بر شال بگذارد

از دیگر مراسم فال گوش بودن استکه مخصوص کسانی بود که آرزویی داشتند مانند دختران دم بخت یا زنان در آرزوی فرزند یا پسرانی که خواستار دختری بودند. آنان سر چهارراهی که نماد مشکل بود می ایستادند و کلیدی را که نماد گشایش بود زیر پا می گذاشتند نیت می کردند و به گوش می ایستادند و گفت و گوی اولین رهگذران را پاسخ نیت خود می دانستند. آنها در واقع از فروهرها می خواستند که بستگی کارشان را با کلیدی که زیر پا داشتند بگشایند.

قاقاشق زنی هم تمثیلی بود از پذیرایی فروهرها چون مقدس می شمردند  آنها را زیرا که قاشق و ظرف مسین نشانه خوراک و خوردن بود

     ایرانیان باستان برای فروهرها بر بام خانه غذاهای گوناگون می گذاشتند تا از این میهمانان تازه رسیده آسمانی (فروهرها) پذیرایی کنند و چون فروهرها پنهان و نامحسوس بودند کسانی هم که برای قاشق زنی می رفتند سعی می کردند روی خود را بپوشانند و ناشناس بمانند و چون غذا و آجیل را مخصوص فروهر می دانستند دریافتشان را خوش یمن می پنداشتند

 

چهارشنبه سوری مراقب خودتون باشید چون خیلی دوستون دارم...

تا بعد....

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 10:42 بعد از ظهر توسط خدای اعظم |


آه ای دخت ایران تو چقدر تنهایی.....

آه ای کاش آزادی سرودی می خواند....

من و تو آریایی هستیم فرزند این مرز و بوم فرزند ایران من و تو زاینده رود در رگهایمان می خروشد و این موجهای کاسپین است که گیسوانمان را مواج کرده پس بیا با من بیا و من را در این مسیر سبز تنها مگذار و و با من بوی خوش خلیج فارس را با تمام وجودت احساس کن...بیا با من وحدیث دلم را بشنو

با من بیا و من را ای فرزند آریایی تنها مگذار بیا با من و به من بگو چگونه شد که اینگونه شد؟؟؟؟؟؟/ 

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 9:35 بعد از ظهر توسط خدای اعظم |